۰

شرح و تفسیر دعای روز بیست و چهارم رمضان+صوت

در شرح دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان از خداوند میخواهیم تا به ما کمالاتی عطا کند که باعث خشنودی او شویم و از شر وسوسه های شیطان و اموری که ناپسند خداست ما را حفظ کند و ماه رمضان را با اطاعت به او به پایان برسانیم.

 

شرح دعا توسط آیت الله مجتهدی(ره):

 

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ فِیهِ مَا یُرْضِیکَ

خدایا در این روز ماه مبارک رمضان من از تو چند درخواست دارم؛ اول اینکه به من چیزی عطا کنی که از من راضی بشوی، و این دعا دعای بسیار خوبی هست که انسان دارای کمالاتی بشود که خدا از انسان خشنود بشود.

 

وَ أَعُوذُ بِکَ مِمَّا یُؤْذِیکَ

خدایا پناه می برم به تو از اموری که مورد پسند تو نمی باشد و آن امور عبارتند از گناه و اطاعت شیطان، خدایا پناه می برم به تو تا مرتکب اعمال ناپسند نشوم که اگر این گونه شد خدا هم از ما راضی می شود.

چه کنم تا خدا از من راضی باشد؟

در جلسات قبل هم گفتم که اگر می خواهید بدانید خدا از شما راضی هست یا نه؟ به قلب خودت مراجعه کن و ببین آیا تو از خدا راضی هستی یا نه؟ اگر دیدی از خدا راضی هستی معلوم می شود که او هم از تو راضی است. ولی اگر گفتی چرا فلانی مال و اموال آنچنانه دارد و من ندارم و ... معلوم می شود که خدا هم از تو راضی نیست.

خلاصه این «چراها ؟» در برابر تقدیر الهی نباشد، چرا که خداوند خیر و صلاح تو را می خواهد و آنچه به تو داده است بر اساس حکمت و مصلحت تو می باشد؛ در روایت هم آمده است که « أَنْتُمْ کَالْمَرْضَی وَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ » [2] اگر نان خالی هم می خوری باید بدانی که خداوند خیر تو را در آن قرار داده است. شما مثل مریض هستید و خداوند طبیب، به مریض هر چه بخواهد نمی دهند و نمی تواند از هر غذایی که میل دارد  بخورد و طبیب هم اجازه به خوردن هر غذایی  نمی دهد  همان طوری که بیمار به دستور پزشک اعتراض نمی کند ما هم نباید اهل اعتراض به تقدیر های الهی باشیم، چرا که خداوند خیر و صلاح ما را می خواهد.

 

وَ أَسْأَلُکَ التَّوْفِیقَ فِیهِ لِأَنْ أُطِیعَکَ وَ لاَ أَعْصِیَکَ

خدایا از تو توفیق می خواهم تا در ماه رمضان اطاعت تو را کرده و گناه نکنم

 

ویژگی های سه گانه مؤمن

امام جواد(علیه السلام) می فرمایند «لابد للمومن من ثلاث خصال » مومن باید سه خصلت داشته باشد، خصلت اول – «توفیق من الله » آدمی که توفیق ندارد بدرد نمی خورد، ملّا باید توفیق داشته باشد، اهل تدریس و کتابت باشد و نباید تنها به نماز جماعت خواندن و امثال این امور اکتفا کند شما ببینید که شیخ عباس قمی چه توفیقاتی داشته! یا ثروتمندانی هستند که توفیق خدمت به خلق دارند و باید متوجه این معنا هم باشیم که توفیق از جانب خداست.

شعر:

توفیق رفیق است که به هر کس ندهندش

هرگز پر طاوس به کرکس ندهندش

 

لذا از خدای متعال طلب توفیق کنید و سعی کنید تا جایی که می توانید در امور خیر سهیم باشید، بعضی ثروتمندان توفیق خرید مقداری گوشت برای فقرا را ندارند و مال و منال دنیا را برای ورثه روی هم انبار کرده اند، این کار را نکنید فرزندانتان را به خدا واگذار کنید نه به مال و اموال و تا جایی که می توانید اهل خیرات و مبرّات باشید.

 

فرزندان خود را به خدا بسپارید نه به مال

من کسانی را سراغ دارم که فرزندان خود را به ثروت و دارایی خود واگذار کردند و الان اثری از آن مال و مکنت نیست، و آن ثروت را از بین رفته است و کسانی هم بودند که فرزندان خود را به خدا سپردند و ایشان ترقی کرده اند؛ در حدیث آمده است: چقدر جان می کنی برای دیگران، چقدر سختی و مرارت می کشی برای شوهر آینده همسرت، چرا که بعد از مرگت، همسر ت با دیگری ازدواج می کند و تمام مال و اموالت به شوهر جدید همسرت می رسد. [3]

در معراج السعادة آمده است که چقدر مال و اموال جمع می کنی برای شوهر زنت، از حرام جمع می کنی تا دیگران در آسایش باشند!

در حدیث آمده است: «اگر ورثه و اهل و عیال تو از خوبان هستند خدا ایشان را به حال خود رها نمی کند و اگر از بدان هستند و دشمن خدایند تو چرا برای دشمن خدا این قدر زحمت می کشی ؟! » [4]

ادامه حدیث امام جواد(علیه السلام)

پس مومن محتاج به سه امر است، یکی: توفیقی از جانب خدا دوم: « واعظ من نفسه » مومن باید خودش، خودش را موعظه کند و واعظ درونی داشته باشد.

 

تغییر در نفس

 یکی از اولیاء الهی جلوی آئینه ایستاده بود تا خودش را موعظه کند، وقتی به خودش نگاه می کرد دید که محاسنش سفید شده اند خطاب به خودش کرد و گفت: تو عمر بیشتری یا این محاسن، بعد گفت: تو از این محاسن بزرگتری – بخاطر اینکه انسان تا 15 سالگی ریش ندارد – سپس در ادامه نفس خود را مورد عتاب قرار داد و چنین گفت: فلانی این محاسن تو عوض شده اند ولی تو هنوز عوض نشده ای!؟

آیا به فکر امتحان و نتیجه آن هستیم؟

شخص دیگری بود که وارد منزل شد، و فرزندخویش را ناراحت و تب دار در منزل دید و علت را جویا شد فرزند او گفت: فردا امتحان دارم لذا ناراحتم و از این غصه تب کرد ام؛ آن شخص با خودش گفت: فرزند من فردا امتحان دارد و امشب از ناراحتی تب کرده است که آیا فردا قبول می شود یا نه! اما من بیچاره که شبانه روز در معرض امتحانات الهی هستم اهل فکر و اندیشه نیستم.

لذا انسان باید خودش را موعظه کند

شعر:

ای که پنجاه رفت و در خوابی

مگر این پنج روزه دریابی [5]

 

لذا از همین الان برای آینده تان تصمیم جدی بگیرید

 

برگ عیشی به گور خویش فرست

کس نیارد زپس تو، پیش فرست [6]

 

پس مومن به سه امر محتاج است؛ 1- توفیق الهی 2-  واعظ درونی 3- « قبولُ مَن یَنصحه» یعنی اگر کسی نصیحتت کرد نصیحت او را قبول کن [7]

 

یَا جَوَادَ السَّائِلِین

ای کسی که اگر از تو مطالبی درخواست می شود تو نسبت به آن بخشش داری

اگر گاهی به ظاهر دعای ما اجابت نشده است حتما صلاح ما در آن بوده است ولی در عوض در قیامت برای ما جبران می کنند ، در حدیث آمده است که در نامه اعمال انسانهایی که دعا کرده اند و مستجاب نشده است اعمالی نوشته می شود که آن شخص از آنها اظهار بی اطلاعی می کند؛ خطاب می رسد این ثواب ها در عوض دعا هایی هست که تو از ما خواستی و ما بخاطر مصلحت تو به تو ندادیم آنگاه شخص مومن آرزو می کند که ای کاش هیچ یک از دعا های او مستجاب نمی شدند و همه را در آخرت به او می دادند.


پی نوشت:

[1] - بحارالأنوار ج : 95 ص : 57

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ فِیهِ مَا یُرْضِیکَ وَ أَعُوذُ بِکَ فِیهِ مِمَّا یُؤْذِیکَ وَ التَّوْفِیقَ أَنْ أُطِیعَکَ وَ لَا أَعْصِیَکَ یَا عَالِماً بِأَحْوَالِ السَّائِلِینَ

[2] - بحارالأنوار ج: 4 ص:  106

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عِبَادَ اللَّهِ أَنْتُمْ کَالْمَرْضَی وَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ فَصَلَاحُ الْمَرْضَی فِیمَا یَعْلَمُهُ الطَّبِیبُ وَ یُدَبِّرُهُ بِهِ لَا فِیمَا یَشْتَهِیهِ الْمَرِیضُ وَ یَقْتَرِحُهُ أَلَا فَسَلِّمُوا لِلَّهِ أَمْرَهُ تَکُونُوا مِنَ الْفَائِزِین

[3] - رک: طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز  ترجمه ج :2 ص: 363

 در أمالی طوسی: (جزء دوم) از صهیب از حضرت صادق جعفر بن محمد علیهما السّلام روایت شده که فرمود: امیر المؤمنین (ع) بقبرستان عبور نمود و (بر اهل قبور و اموات) سلام کرد و فرمود: سلام بر شما ای اهل قبرستان و خاک، بدانید که منزل و خانه های شما پس از مرگتان مسکن (دیگران) گشته، و اموال و دارائی شما بعد از مرگتان قسمت شده، و همسرانتان پس از مرگ شما با دیگران ازدواج نمودند، پس این خبریست که نزد ما است، پس خبر آنچه نزد شما باشد چیست؟ پس هاتفی از قبرستان که صدایش شنیده میشد و خودش دیده نمیشد جواب حضرت را داد که درود و رحمت و برکات خداوند بر تو باد ای امیر المؤمنین، اما خبر آنچه نزد ما است آنست که آنچه را (از اعمال نیک و بد که ما در دنیا) انجام دادیم یافتیم، و بآنچه پیش (از مرگ خود) فرستادیم سودمند گشتیم، و آنچه از خود باقی گذاردیم بخسارت و زیانش دچار شدیم، پس حضرت باصحاب خود توجه نمود و فرمود: آیا (سخنان هاتف را) شنیدید؟ عرضکردند آری یا امیر المؤمنین، فرمود: پس اکنون زاد و توشه بر دارید (و برای مرگ و عالم برزخ و آخرت مهیا و آماده شوید) پس همانا بهترین توشه، پرهیز از نافرمانی خداوند است.

[4] - درکلمات امیر المومنین آمده است: (بحارالأنوار ج : 100 ص : 33)

قَالَ عَلِیٌّ(ع) :

دَعِ الْحِرْصَ عَلَی الدُّنْیَا * وَ فِی الْعَیْشِ فَلَا تَطْمَعْ

وَ لَا تَجْمَعْ مِنَ الْمَالِ * فَلَا تَدْرِی لِمَنْ تَجْمَع

[5] - سعدی شیرازی، مواعظ، قصیده

[6] - سعدی شیرازی، گلستان

[7] - وسائل الشیعة ج: 12ص: 25

أَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ فِی الْمَحَاسِنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَسْتَغْنِی الْمُؤْمِنُ عَنْ خَصْلَةٍ وَ بِهِ الْحَاجَةُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولِ مَنْ یَنْصَحُهُ


شرح دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان از جواد محدثی

 

دعای روز بیست و چهارم ماه رمضان

فرازهای این دعا عبارت است از:

 

در جستجوى «رضا»، در گريز از «غضب»

 

يا رب، دل ما را تو به رحمت، جان ده

درد همه را به صابرى درمان ده

اين بنده نداند كه چه مى بايد خواست

داننده تويى، هرآنچه خواهى، آن ده

من بنده عاصيم، «رضا»ى تو كجاست؟

تاريك دلم، نور «رضا»ى تو كجاست؟

ما را تو، بهشت اگر به طاعت بخشى

آن بيع بود، لطف و عطاى تو كجاست؟

يا رب، ز شراب عشق، سرمستم كن

در عشق خودت نيست كن و هستم كن

از هرچه جز عشق خود، تهيدستم كن

يكباره به بند عشق، پا بستم كن[1]

 

باز هم سخن از مقام «رضا»ست. آنجا كه بندگان، به اين آسانى به آن نرسند، مرتبه اى كه خاصّ وارستگان خداجو و حق طلب است.

رسيدن به جايى كه آنچه از انسان سر مى زند مايه «خشنودى» حق باشد و آنچه خدا را به خشم و غضب و ناخشنودى مى كشد، هرگز از انسان سرنزند.

در دعاى امروز هم براى چندمين بار از خداوند، اين را خواسته ايم.

اين بار مى خواهيم از كتاب مقدّس «قرآن» مدد بگيريم. نگاهى به آيات كريمه، و آنگاه نتيجه گيرى.

قرآن، موارد و كسانى را ذكر مى كند كه خداوند، از آنها راضى است. از جمله:

صادقين و راستان (مائده 116)

سابقه داران در اسلام، مهاجران وانصار(توبه 100)

مؤمنان مهاجر و مجاهد با مال و جان(توبه 21)

مؤمنانِ هم پيمان با رسول خدا(فتح18)

صاحبان ايمان و عمل صالح(بَيّنه7و8)

ايمان آورندگان به خدا و قيامت(مجادله22)

متّقين و پرهيزگاران(آل عمران15)

«اسلام»، بعنوان يك «دين»(مائده3)

و نيز، در آياتى از كسانى كه مورد ناخشنودى پروردگارند و خداوند از آنان ناراضى است، سخن به ميان آمده، كه ما آنان را در واژه هاى «سخط»، «غضب» و عدم رضايت، مطالعه مى كنيم. از جمله اين آيات:

هم جبهه گان و مواليان با دشمنان كافر(مائده80)

مرتدّان و رجعت طلبان پس از هدايت وانقلاب (محمّد 25 و 26)

آنكه به عمد، مؤمنى را به قتل برساند(نساء 93)

فاسقان و كافران(توبه 96)

منافقان و مشركين(فتح 6)

يهوديان مخالف اسلام(بقره90 ـ 61 وآل عمران 112)

قوم يهود كه به هلاكت وذلّت رسيدند(اعراف 71)

گوساله پرستان بنى اسرائيل(اعراف 152)

لجاجت كنندگان درباره خدا(شورى 16)

سركشان و طغيان پيشگان(طه 81)

آنانكه سينه را به روى كفر گشوده اند(نحل 106)

اينانند كه مورد خشم و غضب خداوند. ـ طبق آيات قرآن ـ و باعث آزار پروردگارند.

به اين آيه هم در دنبال سخن دقت كنيم كه:

آنانكه «اذيّت» مى كنند خدا و رسول را، مورد لعن و نفرين خدايند، در دنيا و آخرت، و خداوند برايشان، عذابى خوار كننده و خفّت آور فراهم كرده است». (احزاب 57)

در دعاى امروز خواسته ايم كه ما را از آنچه موجب اذيّت خداست، دور كند و به ما آنچه رضاى او در آن است، عطا نمايد.

با توجه به آياتى كه اشاره شد، اينها را از خداوند خواسته ايم:

«صدق»، «سبقت به اسلام»، «هجرت»، «ايمان»، «جهاد»، «ايثار مال و جان»، «عمل صالح»، «هم پيمانى با پيامبر»، «ايمان به رستاخيز» و «تقوا» و پرهيزكارى. اينها در جنبه اثباتى است.

و امّا در جهت دورى از موجبات ناخشنودى خداوند، خواسته ايم كه:

از ارتداد و ارتجاع و فسق و كفر، دورمان كند، از ولايت و همبستگى با كفار، باز دارد، از آلوده شدن به مؤمن كُشى و طغيان برحذر دارد، از نفاق و شرك و پذيرش كفر، رهايمان سازد، از لجاجت و مخالفت با اسلام، ما را نگه دارد، و از حركت در خطّ يهود كينه توز نژادپرست و مغضوب، حفظمان كند.

 

در مسير «طاعت» و گريز از «عصيان»

بند «طاعت حق» داشتن، عزّت آور است و آزادى «معصيت» داشتن، بندگى است. بى شك، «بندگى» خدا، آزادى مى آورد و آزادى از قيد عبوديّت حق، «اسارت» در دام «نفس» و «شيطان» و دشمنان خدا را درپى دارد.

طاعت و معصيت، در ارتباط با «رضا» و «اذى» است كه در فراز نخستين دعاى امروز، طلب كرديم.

شايد خواسته دوّم، توضيحى بر خواسته اوّل دعاى امروز باشد.

در واقع، «طاعت»، مايه «رضا»ى پروردگار است، و «معصيت»، سبب ناخشنودى او.

بخواهيم از خدايى كه سائلان را نعمت و مغفرت مى بخشد، كه ما را هم توفيق اطاعت و اجتناب از نافرمانى عنايت كند.

تا به رضاى حق نزديك شويم و از خشمش دور گرديم.

آمين ـ


[1] ـ خواجه عبداللّه انصارى.

 

منبع: سيناي نياز؛ جواد محدثي

۵
از ۵
۲۰ مشارکت کننده

نوشته های اخیر

دسته بندی
​​​​​​​_________

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید