۰

قسم دروغ نخور

سوگند و انواع آن-آثار سوگند دروغ-آیات و روایات وارد شده در مورد سوگند دروغ


 

قسم دروغ نخور

آدمی برای بیان حقیقتی و یا الزام عملی بر خویش و یا تبرئه خود از میان تمام چیزهائی که نزد او و جامعه وی محترم و مقدسند، مقدس ترین آنها را انتخاب نموده و به او سوگند یاد می کند و بدین وسیله خود را ملزم به رعایت مورد سوگند و یا اعطاء اطمینان به مخاطب می نماید. مقبولیت عمومی نامی که بدان سوگند یاد می شود، وجدان وی را مجبور می کند که از سوگند خود تخطّی نکند و مخاطب را وا می دارد تا به مقتضای قسم مطمئن باشد.


منبع : اخلاق در قرآن و سنت حاوی یکصد مبحث اخلاقی، ج 1، ص: 441 , غضنفری، علی

 

 

سوگند به لفظ جلاله که علل العلل اشیاء و هستی بخش همه خلایق است نزد همه ادیان الهی و مسلمانان از قداست ویژه ای برخوردار است.

قبل از طرح مبحث و در پایان این مقدمه به سه نکته مهم توجه کنید.

نکته اول

مراد از سوگند در این مباحث تنها قسم یادکردن به لفظ جلاله «اللَّه» می باشد و البته اسمائی که منحصراً وصف خدا می باشند در همین دایره واقع می شوند.

لذا سوگند به سایر اسماء مقدس و محترم از اسماء انبیاء و اوصیاء و اولیإ، یا مصاحف الهی و یا سوگند به جان انسانها، از جمله قسم های لغو و بی اعتبار بوده و گاهی مشروع نیز نمی باشند و بهر حال هیچ اثر تکلیفی ندارند.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیث طویل مناهی از سوگند به غیر خدا نهی فرموده و آورده اند:

«مَنْ حَلَفَ بغیرِ اللَّهِ فَلَیسَ مِنَ اللَّهِ فی شَی ءٍ»(1)

[کسی که به غیر نام خدا سوگند یاد کند، خدا او را به حال خویش می گذارد.]

امام باقر علیه السلام در تبیین آیه شریفه: «... لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ...»(2) [از گام های شیطان پیروی نکنید.] گام های شیطانی را به سوگند به نام غیر خدا تفسیر کرده و فرموده اند:

«کلُّ یمینٍ بغیر اللَّهِ فَهِی مِنْ خُطُواتِ الشَّیطانِ»(3)

[هر سوگندی به غیر نام خدا از قدم های شیطانی است.]

در تفسیر آیه شریفه ذیل:

«... فَاذْکرُوا اللَّهَ کذِکرِکمْ آباءَکمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکراً...»(4)

[خدای را یاد کنید همانطور که در جاهلیت پدرانتان را یاد میکردید و بلکه بیشتر.]

که می فرماید: بالاتر و بیشتر از آنچه که عرب جاهلیت یاد پدران می کرد، شما خدا را به یاد داشته باشید؛ امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«انَّ اهْلَ الجاهِلِیةِ کانَ مَنْ قَولِهِمْ کلّا وَابیک وَ بَلا وَابیک، فَامِرُوا انْ یقُولُوا: لاواللَّهِ وَبلی واللَّهِ»(5)

[همانا عرب جاهلی تکیه کلامش «نه به جان پدرت و بلی به جان پدرت» بود لذا دستور داده شد بگویند: نه به خدا و بلی به خدا.]

حضرت امیر علیه السلام در خصوص عدم اعتبار و بی اثر بودن سوگند به غیر خدا می فرمایند:

«اذا قال الرّجُلُ: اقْسَمْتُ اوْ حَلَفْتُ فلیسَ بِشَی ءٍ حَتّی یقُولَ: اقْسَمْتُ باللَّهِ او حَلَفتُ باللَّهِ»(6)

[اینکه کسی بگوید قسم خوردم کافی نیست، بلکه باید بگوید به خدا قسم خوردم.]

وامام صادق علیه السلام فرموده است:

«الَیمینُ الَّتی تُکفَّرُ انْ یقُولَ الرَّجُلُ: لا وَاللَّهِ ونَحُوُ ذلِک»(7)

[قسمی کفاره دارد که انسان بگوید، نه به خدا و نحو این.]

اکنون جای پاسخ به این سؤال است که با توجه به سوگندهای خداوند به اشیاء مختلف چون فجر، شفق، ضحی، عصر، لیل، صبح و...، چگونه قسم خلایق به غیر خداوند صحیح نیست؟

در پاسخ این سؤال باید گفت: بندگان خداوند تنها جایز است به معبود خویش قسم یاد کنند، امّا ربّ جلیل که معبودی غیر او نیست، می تواند بخود و یا هر کدام از آفریده هایش سوگند داشته باشد، امام باقر علیه السلام در پاسخ همین سؤال فرموده اند:

«انَّ للَّهَ عزَّوَجَلَّ انْ یقْسِمَ مِنْ خَلْقِهِ بِما شاءَ ولَیسَ لِخَلْقِهِ انْ یقْسِمُوا الّا بِهِ»(8)

[خدا می تواند به هرکدام از مخلوقانش سوگند یاد کند ولی خلایق نمی توانند به غیر از خالق خود به کسی سوگند بخورند.]

نکته دوم

سوگند در واقع نوعی پیمان با خدا می باشد.

«إِنَّ الَّذِینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِک لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یکلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا ینْظُرُ إِلَیهِمْ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یزَکیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ»(9)

[کسانی که پیمان های الهی و سوگندهای خود را با بهائی اندک معامله می کنند بهره ای در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنان سخن نمی گوید، و در قیامت به آنها نمی نگرد، وآنها را از گناه پاک نمی نماید، وعذاب دردناکی دارند.]

اگر به سبب نزول این آیه توجه کنیم در می یابیم که عهد و سوگند در آیه به یک معنا آمده است.

«ابی رافع وحی بن اخطب وکعب بن اشرف» از سران یهود دست به اقداماتی زدند تا اسم خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله را از تورات های دست نویس خود حذف کنند و سوگند یاد کنند که تورات همین است که هست و تحریف نشده است.

نزول آیه فوق دنائت آنان را آشکار ساخت.

برخی دیگر از مفسران آورده اند: که «اشعث بن قیس» زمینی را از کسی طلب می کرد و به دروغ ادعای مالکیت آن را می نمود، وقتی آماده سوگند شد آیه فوق نازل گردید و اشعث از ترس رسوائی بیشتر به حق گردن نهاد و زمین را به صاحبش بازگرداند.

با توجه به سبب نزول آیه، آشکار است که در واقع سوگند، خدای را به گواهی گرفتن و نوعی عهد و پیمان با خدا بستن است و لذا اهمیت سوگند از عهد و پیمان با انسان بسی برتر می باشد و به همین جهت در این آیه به پنج گونه عذاب برای آن اشاره شده است که عبارتند از: بی بهرگی در آخرت، عدم تکلم خدای با آنها، عدم توجه خداوند به آنها، تطهیر و تزکیه نشدن، وجوب عذاب دردناک.

نکته سوم

سوگند به دو بخش کلی قابل تقسیم است.

گاهی سوگند به زمان حال یا گذشته و صدور و عدم صدور فعلی یا قولی در آن زمان تعلق دارد. چنین سوگندی ممکن است جایز و لازم بوده و نیز می تواند مکروه و یا حرام باشد، نوع حرام آن مشتمل بر خبر دروغ آمیز است و قابل نهی شارع مقدس می باشد.

گاهی سوگند به زمان آینده نظر دارد و بر لزوم انجام عمل یا سخنی در آینده تاکید می کند، در این نوع از قسم اگر یاد کننده سوگند، نیت انجام متعلق سوگند خود را داشته باشد و به انجام برساند، سوگند وی جایز و مشروع می باشد ولی اگر قصد انجام نداشته و یا انجام ندهد، سوگند وی جایز نبوده و مستلزم پرداخت کفاره است.

از نظر دیگر نیز می توان سوگند را به دو بخش کلی تقسیم کرد. گاهی متعلق سوگند راست است، چنین سوگندی به فراخور خود ممکن است واجب یا جایز و مکروه باشد.

و گاهی متعلق سوگند دروغ می باشد، این نوع از سوگند هم ممکن است واجب و یا جایز باشد و در غیر این دو صورت حرام است.

البته به جهت کثرت شاخه های سوگند و اختلاط حکم برخی از آنها، این مبحث را تحت عناوین دیگری پی گیری خواهیم کرد.

 

مشروعیت سوگند

سوگند یاد کردن مشروع می باشد و گاهی برای اثبات مطلبی مهم، واجب نیز هست. قرآن کریم بارها سوگند خدای متعال را بیان فرموده است. سوگند به مواقع نجوم، دیدنیها و نادیدنیها، رب مشرقها و مغربها، یوم القیمه، نفس لوامه، خُنَّس، شفق، بلد، صبح، ظهر، عصر و... از جمله قسم های خدای متعال می باشند که هر کدام برای بیان نکته ای مهم و با اهمیت یاد شده اند. در کلمات نبی خاتم و معصومان علیهم السلام نمونه های زیادی از سوگند به چشم می خورد که همه دلالت بر مشروعیت سوگند می نمایند. بیان شاهد در این زمینه بخاطر کثرت چنین سوگندهائی لازم نیست والبته به عنوان نمونه به خبر ذیل توجه کنید:

«یونس بن یعقوب» از اصحاب امام صادق علیه السلام و از دوستان مورد اعتماد آن حضرت شمرده می شود. وی وکیل امام کاظم علیه السلام بوده و در زمان امام رضا علیه السلام در مدینه از دنیا رفته است، گویند: امام شخصاً وی را کفن نموده و تجهیز او را بعهده داشته است. اهل رجال هر چند او را «فطحی» می خوانند ولی با این وصف او را از بزرگان فقها و علماء می دانند. وی می گوید: حضرت صادق علیه السلام بسیار می گفتند «واللَّه».(10)

 

سوگند واجب

اگر اثبات حقّ و بیان مطلبی مهم به سوگند بستگی داشته باشد، مثلًا با سوگند از پایمال شدن خونی جلوگیری شود و یا آبروئی محفوظ گردد، در این صورت سوگند، هر چند دروغ باشد لازم و واجب می شود. البته لازم به ذکر است که حتی المقدور بایستی از توریه استفاده کرد. امام صادق علیه السلام در بیان تقسیم انواع قسم، سوگند دروغ را در مورد ذیل مشمول ثواب می داند و می فرماید:

«فَامَّا الَّذِی یوجَرُ عَلَیها الرَّجُلُ اذا حَلَفَ کاذباً وَلَمْ تَلْزَمْهُ الکفّارَةُ فَهُوَ انْ یحْلِفَ الرَّجُلُ فی خَلاصِ امْرَءٍ مُسْلِمٍ اوْ خَلاصِ مالِهِ مِنْ مُتَعَدٍّ یتَعَدّی عَلَیهِ مِنْ لِصٍ اوْ غَیرِهِ»(11)

[وامّا آن سوگند دروغی که اجر و پاداش دارد و کفاره نیز ندارد، سوگندی است که انسان برای خلاصی مسلمانی یا رهائی اموال وی از تجاوزگری خواه دزد یا غیر آن، یاد کند.]

 

سوگند مکروه

سوگندی که متعلق آن امری صادق باشد و بیان آن به حد لزوم نرسد، مکروه است.

سوگند مکروه درصد عمده ای از قسم های متعارف بین مردم را شامل می شود و مورد بحث در مباحث اخلاقی نیز همین بخش از سوگند می باشد.

باید دانست لفظ جلاله «اللَّه» از قداست ویژه ای برخوردار است و صحیح نیست این لفظ ورد زبان شود و گاه و بیگاه برای هر چیز و ناچیزی لقلقه زبان گردد.

آیه ای که در آغاز بحث آمد به همین نکته اشاره دارد. این آیه می فرماید: حتی در کارهای نیک و اصلاح بین مردم پای سوگند را به میان نکشید و خدای را در معرض سوگند قرار ندهید.

اینک به بخشی از روایات در این زمینه توجه کنید:

قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله:

«مَنْ اجَلَّ اللَّهَ انْ یحْلِفَ بِهِ، اعْطاهُ اللَّهُ خَیراً مِمّا ذَهَبَ مِنْهُ»(12)

[کسی که خدای را بزرگتر از آن بشمارد که به وی سوگند یاد کند، خداوند بهتر از آنچه که به خاطر ترک قسم از دست داده است به او عطا می کند.]

در این روایت علاوه بر نهی از مطلق سوگند، از یاد کردن قسم برای به دست آوردن مال و هر چیز دیگر نهی شده است.

سوگند در معاملات برای فروش متاع اگر راست باشد از قسم سوگند مکروه است.

امام صادق علیه السلام در این باره فرموده اند:

«انَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَیبْغِضُ الْمُنْفِقَ سِلْعَتَهُ بِالأیمانِ»(13)

[خدای متعال خشمگین است از کسی که کالای خود را با قسم رواج دهد و به فروش رساند.]

 

سوگند حرام

سوگند خلاف اعتقاد و واقع در امور گذشته و نیز سوگند به چیزی در آینده که نیت انجام آن را نداشته باشد، حرام و معصیت است و مستوجب کفاره می باشد.

قرآن کریم در دو موضع به این مهم پرداخته است.

«لا یؤاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمانِکمْ وَ لکنْ یؤاخِذُکمْ بِما کسَبَتْ قُلُوبُکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ»(14)

[خدا شما را بخاطر سوگندهائی که بی توجه یاد می کنید مؤاخذه نمی کند، امّا به آنچه دل های شما کسب کرده مواخذه می کند و خدا آمرزنده و بردبار است.]

در آیه دیگر که خواهد آمد به کفاره شکستن قسم نیز اشاره شده است.

 

در اخبار و احادیث به اثرات منفی سوگند دروغ اشاره شده است، به برخی از این روایات توجه کنید:

 

1- نابودی دیار

قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله:

«ایاکمْ والْیمِینَ الْفاجِرَةَ فَانَّها تَدَعُ الدِّیارَ بَلاقِعَ مِنْ اهْلِها»(15)

[از سوگند دروغ بپرهیزید، زیرا موجب می شود شهرها بدون ساکنین گردند و اهل آنها نابود شوند.]

 

2- قطع نسل

قال الصادق علیه السلام:

«الْیمِینُ الکاذِبَةُ تُورِثُ العَقِبَ الْفَقْرَ (الْعُقْرَ)»(16)

[سوگند دروغ موجب قطع نسل آدمی می شود.]

 

3- نازائی

قال الصادق علیه السلام:

«انَّ الَیمینَ الفاجِرَةَ لَتَنْغُلُ الرَّحِمَ»

[قسم دروغ رحِم را دگرگون می سازد.]

«طلحة بن زید» که راوی حدیث است عرضه میدارد: معنای «تنغل الرحم» چیست؟ و حضرت می فرمایند:

«تَعْقَمُ»(17)

[عقیم و نازا می نماید.]

 

4- محاربه با خداوند

قال الصادق علیه السلام:

«مَنْ حَلَفَ عَلی یمینٍ وَهُوَ یعْلُمَ انَّهُ کاذِبٌ فَقَدْ بارَزَ اللَّهَ عزّوجلّ»(18)

[کسی که سوگند یاد کند و بداند دروغ می گوید، گوئی به مبارزه با خدای برخاسته است.]

 

5- فقر و تهیدستی

قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله:

«الْیمینُ الْکاذِبَةُ مُنْفِقَةٌ لِلسِّلْعَةِ، مُمْحِقَةٌ لِلْکسْبِ»(19)

[سوگند دروغ کالا را رواج می دهد، ولی کسب را بی برکت می کند.]

 

مصادیق

برخی از مصادیق سوگند حرام عبارتند از:

 

1- خدا می داند

حرمت قسم دروغی که توأم با بیان حضور خدا و شهادت او و علم او باشد از تاکید بیشتری برخوردار است و لذا کسانی که در سوگند خود از الفاظی چون خدا می داند، خدا شاهد است، خدا غضب کند و.. . استفاده می کنند، عمل آنها مورد نهی شدید قرار گرفته است.

قال الصادق علیه السلام:

«مَنْ قالَ اللَّهُ یعْلَمُ فیما لایعْلَمُ اهْتَزَّ لِذلک عَرْشُهُ اعظاماً لَهُ»(20)

[کسی که بگوید خدا می داند، با اینکه او به غیر آن آگاه است، بخاطر عظمت خداوند عرش الهی را به لرزه درآورده است.]

گوئی برخی برای اثبات دروغ خود کسی را (نعوذ باللَّه) کمتر و کوچکتر از خداوند نیافته اند.

قال الصادق علیه السلام:

«اذا قالُ العَبْدُ عَلِمَ اللَّهُ وَکانَ کاذِباً قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: امّا وَجَدْتَ احَداً تَکذِبُ عَلَیهِ غَیرِی»(21)

[کسی که بگوید خدا میداند در آنجا که وی دروغ می گوید، خدای متعال می فرماید: آیا کسی غیر من نیافتی که بر او دروغ ببندی؟]

 

2- برائت از خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام

دیده می شود برخی برای اثبات ادعای خود برائت از خدا می جویند و می گویند: از خدایا دین او و یا.. . بری باشم اگر چنین و چنان نباشد. چنین سوگندی مشروع نبوده و حرام است.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به کسی که می گفت «من بری از دین محمد باشم که.. .» فرمودند:

«وَیلَک اذا بَرِئْتَ مِنْ دینَ مُحَمَّدٍ فَعَلی دینِ مَنْ تَکون؟»(22)

[وای بر تو اگر از دین محمد صلی الله علیه و آله بری شوی بر دین چه کسی هستی.]

راوی می گوید: رسول خدا دیگر با او سخن نگفت تا از دنیا رفت.

«یونس بن ظبیان» می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:

«یا یونُسُ لا تَحْلِفْ بِالْبَرائَةِ مِنّا، فانَّهُ مَنْ حَلَفَ بِالْبَرائَةِ مِنَّا صادِقاً اوْ کاذِباً فَقَدْ بَرِءَ مِنّا»(23)

[ای یونس سوگند به برائت از ما مخور، که هرکس بر برائت ما قسم بخورد چه راستگو یا دروغگو باشد از ما بری است.]

 

3- یمین غموس

از جمله سوگندهای دروغ، سوگند معروف به «یمین غموس» است، غموس یعنی امری سخت و شدید. سوگند غموس به قَسَمی گویند که شخصی برای تصرف و توقیف مال مسلمانی یاد کند.

این سوگند مستوجب عذاب اخروی و دنیوی است. امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«الْیمینُ الغَمُوسُ الَّتی تُوجِبُ النّارَ، الرَّجُلُ یحْلِفُ عَلی حَقِّ امْرَءٍ مُسْلِمٍ عَلی حَبْسِ مالِهِ»(24)

[سوگند غموس که موجب دخول در آتش است، آنست که آدمی برای تصرف مال و حق مسلمانی قسم یاد کند.]

نیز آن حضرت در بیان رسیدن سریع وزر و وبال این سوگند به صاحبش می فرماید:

«الْیمِینُ الْغَمُوسُ ینْتَظَرُ بِها ارْبَعینَ یوْماً»(25)

[سوگند غموس، چهل روز طول نمی کشد که وبالش به صاحبش میرسد.]

 

کفاره سوگند

سوگندی که متعلق به تحقق یا ترک عملی در آینده است اگر شکسته گردد مستوجب کفاره می باشد، کفاره حنث قسم، اطعام ده نفر یا پوشاندن همین تعداد بوده و شکننده سوگند در انتخاب هر کدام از این دو کفاره مخیر است و در صورت عدم امکان این دو، باید سه روز روزه بگیرد.

«لا یؤاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمانِکمْ وَ لکنْ یؤاخِذُکمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیمانَ فَکفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکمْ أَوْ کسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیامٍ، ذلِک کفَّارَةُ أَیمانِکمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیمانَکمْ کذلِک یبَینُ اللَّهُ لَکمْ آیاتِهِ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ»(26)

[خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده مؤاخذه نمی کند، ولی در مقابل قسم هائی که محکم کرده اید، مواخذه می کند، کفّاره این گونه قسمها اطعام ده فقیر، از غذاهائی است که به اهل خود می دهید. و یا پوشاندن لباس برده نفر و یا آزاد کردن یک برده می باشد، و کسی که قادر بر انجام اینها نباشد سه روز روزه بگیرد، این کفّاره سوگندهای شماست وقتی که سوگند یاد می کنید، سوگندهای خود را حفظ کنید، این چنین خداوند آیات خود را برای شما بیان میدارد تا شکر او بجا آورید.]

دو نکته:

1- چه نیک است سوگند، مقید به خواست خداوند «ان شاء اللَّه» شود تا آدمی خود را فاعل ما یشاء نداند والبته کسی که سوگند خود را مقید به مشیت الهی کند و آن را بشکند، کفاره ندارد.

قال علی علیه السلام:

«مَنِ اسْتَثْنی فِی الْیمِینِ فَلاحِنْثَ وَلا کفّارَةَ»(27)

[کسی که مشیت الهی را قید قسم خود قرار دهد، شکستن قسم و یا کفاره ندارد.]

2- چنانچه خواهیم گفت متعلق سوگند بایستی امری مرجوح نباشد، لذا اگر کسی برای کاری سوگندی یاد کرد و سپس متوجه شد که آن مسئله مرجوح است، شکستن چنان قسمی مستوجب کفاره نیست.

«سعید اعرج» می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: کسی سوگند یاد کرده تا عملی را انجام دهد و اینک در می یابد که ترک آن عمل بهتر است و حتی اگر ترک نکند ممکن است گنهکار قلمداد شود، تکلیف وی چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند:

«امّا سَمِعْتَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: اذا رَایتَ خَیراً مِنْ یمینِک فَدَعْها»(28)

[آیا فرمایش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را نشنیده ای که فرمودند: اگر بهتر از قسم خود چیزی دیدی، قسم را رها نما.]

و نیز همان حضرت فرموده است:

«مَنْ حَلَفَ عَلی یمینٍ فَرَأی ما هُوَ خَیرٌ مِنْها فَلْیأْتِ الَّذی هُوَ خَیرٌ مِنْها وَلَهُ حَسَنَةٌ»(29)

[کسی که بر چیزی سوگند یاد کند و سپس بهتر از آن را ببیند، آن را انجام دهد و برای او بخاطر این عمل ثوابی است.]

در روایت دیگری امام ششم علیه السلام باقی ماندن بر قسم مرجوح و ترک عمل راجح را به خاطر آن قسم، فریب شیطانی دانسته است.(30)

 

متعلق سوگند

متعلق قسم بایستی امری ممکن و جایز باشد، پس اقامه قسم بر چیزی که عقلًا امکان تحقق ندارد و خارج از طاقت بشر است و نیز سوگند وسواسی که شکستن آن به اراده او نیست، همچنین اقامه قسم بر چیزی که شرعا تحقق آن مشروع نیست، از مصادیق سوگند لغو محسوب می شوند و اثر تکلیفی بر آنها مترتب نیست.

«عبدالرحمن بن ابی عبداللَّه» می گوید: از امام ششم علیه السلام پرسیدم: کسی سوگند یاد کرده که فرزندش را نحر کند، تکلیف وی چیست؟ حضرت فرمودند:

«ذلِک مِنْ خُطُواتِ الشَّیطانِ»31)

[این از قدم های شیطان برای فریب انسانهاست.]

علی بن ابراهیم در تفسیر خود آورده است: امام صادق علیه السلام فرمودند: آیه شریفه:

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکمْ...»(32)

[ای مؤمنین چیزهای پاکیزه ای که خداوند بر شما حلال کرده، بر خود حرام ننمائید.]

در مورد حضرت امیر علیه السلام و بلال و عثمان بن مظعون نازل شده است. آنان برخی چیزها را برخود حرام کرده بودند. حضرت امیر علیه السلام سوگند یاد کرده بودند که شبها نخوابند، بلال قسم یاد نموده بود که روزها افطار نکند، ابوذر نیز قسم خورده بود که هیچ وقت با همسرش همبستر نشود.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در پی شنیدن این ماجرا به سوی مسجد رفت و ندای نماز داد، سپس به منبر رفت و بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: چه شده است که مردم حلال های خدا را بر خود حرام کرده اند، شما بدانید که من شب می خوابم، همبستر می شوم، روز غذا می خورم و افطار می کنم. و هرکس از سنّت من اعراض کند از من نیست.

آن سه گفتند: ای رسول خدا، ما قسم خورده ایم. آنگاه این آیه شریفه نازل شد که:

«لا یؤاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمانِکمْ...»(33)

در توضیح آیه ای که در آغاز بحث گذشت: «وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَیمانِکمْ...»، شیوه ای از تفسیر آن را گفتیم، برخی مفسران به مقتضای سیاق آیات و همچنین روایاتی که در تفسیر آیه وارد شده است و از جمله روایت سابق، می گویند: «عُرْضَة» به معنای مانع است. لذا معنای آیه این است که اگر سوگندی یاد کرده اید آن را مانع عمل خیر خود نبینید و به خاطر آن سوگند، کار خیر و اعمال نیک را ترک نکنید. به بیان دیگر اگر سوگندی یاد کردید و بعد متوجه شدید که آن قسم با برخی اعمال نیک منافات دارد، سوگند را رها کنید که خدای متعال مؤاخذه نمی کند.

به نظر ما این تفسیر برای آیه مناسب تر است و شاهد آن سیاق آیات و آیه بعد می باشد که در مورد عدم مواخذه قسم های لغوی آمده است و البته چنانچه گفتیم روایاتی هم بر این تفسیر دلالت می کند، به یکی از این احادیث توجه کنید:

امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه فوق فرموده اند:

«هُوَ اذا دُعیتَ لِصُلحِ بَینَ اثْنَینِ لاتَقُلْ عَلَی یمینٌ انْ لاافْعَلَ»(34)

[اگر تو را برای آشتی میان دو نفر دعوت کردند، نگو من قسم خورده ام وارد نشوم.]


پی نوشت ها

1-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 191.

2- بقره- 168، و 208، انعام- 142، نور 21.

3- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 171.

4- بقره- 200.

5- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 172.

6- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 171.

7- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 195.

8- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 191.

9- آل عمران- 77.

10-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 142؛ فطحيه به گروهى اطلاق مى‏شود كه بعد از امام صادق عليه السلام، پيرو عبداللَّه افطح، فرزند ديگر آن حضرت شده‏اند.

11- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 163.

12-وسايل الشيعه- جلد 11- صفحه 140.

13-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 151.

14- بقره- 225.

15-عقاب الاعمال مترجم- صفحه 511.

16- عقاب الاعمال مترجم- صفحه 511.

17- عقاب الاعمال مترجم- صفحه 512.

18- عقاب الاعمال مترجم- صفحه 510.

19- كنزالعمال- 46381.

20- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 150.

21-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 150.

22- فروع كافى- جلد 7- صفحه 438.

23-فروع كافى- جلد 7- صفحه 438.

24- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 154.

25-عقاب الاعمال مترجم- صفحه 511.

26- مائده- 89.

27-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 188.

28- وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 175.

29-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 176.

30- فروع كافى- جلد 7- صفحه 443.

31-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 212.

32- مائده- 87.

33-وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 178.

34 وسايل الشيعه- جلد 16- صفحه 212

 

۵
از ۵
۱۹ مشارکت کننده

نوشته های اخیر

دسته بندی
​​​​​​​_________

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید