۰

ظاهر و باطن, روایات و احادیث

احادیث و روایات ، ضرب المثل های ظاهر و باطن،  و تفاوت های ظاهر و باطن


 


احادیث و روایات ، ضرب المثل های ظاهر و باطن،  و تفاوت های ظاهر و باطن 

 

انسان هایی را همه روزه می بینیم و تنها نظاره گر ظاهر آن ها هستیم و از باطنشان بی اطلاعیم.

ظاهر، هر چیزی است که با چشم قابل مشاهده است و باطن، هرچیزی است که پنهان است و قابل مشاهده نیست. انسانها علاوه بر داشتن ظاهر مثل بدن و اعضا و جوارح و پوشش، باطنی هم دارند مثل فکر و نیت و اخلاق.

باطن هرکس بخشی از وجود اوست که خصلت های او در آن شکل می گیرند؛ چه بد و چه خوب. اگر باطن انسان پرورشگاه خصلت های بد همچون غیبت، دروغ، تهمت و … باشد، فضای آن را تیره و تاریک خواهد کرد و کم کم این خصلت های ناپسند در روح و روان تاثیر خواهد گذاشت و در ظاهر نمایان خواهد شد.

مثلا اگر کسی در باطن، خصلت ناپسند سوء ظن داشته باشد، همانطور که این خصلت، فکر و اندیشه او را تاریک می کند، در سخنانش نیز ظاهر می شود و ودر کار دیگران تجسس میکند و یا به آنها تهمت می زند؛بنابراین اگر خصلتی در باطن انسان باشد در ظاهر عملش هم نمایان خواهد شد حال اگر این خصائل، خداپسندانه و نیکو باشد، عمل انسان هم نیکو خواهد بود و در ظاهر هم به خوبی جلوه خواهد کرد. مثلا خصلت خیرخواهی اگر در باطن فردی قرار گیرد کم کم در ظاهرش نمایان می شود و دیگران هم او را فردی خیرخواه می نامند چرا که ظاهر کارهایش خیرخواهانه است و به باطن خوب و خیرخواهانه اش پی خواهند برد.

 


 


در روايتى از اميرمؤمنان (ع) مى خوانيم كه: ((مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ)) هيچ انسانى چيزى را در درون خود پنهان نمى كند مگر اين كه در سخنانى كه از دهان او مى پرد يا آثارى كه در چهره و قيافه او منعكس مى گردد، آشكار مى گردد»(۱)

 

هیچ گاه ظاهر انسان ( یعنی شکل و شمایلش ) نشان دهنده باطن او نیست. ظاهر زیبا همیشه نشان از باطن زیبا و ظاهر زشت همیشه نشان از باطن زشت نیست . البته ظاهر زیبا و باطن زیبا و ظاهر زشت و باطن زشت هم داریم. استثناها را باید در نظر گرفت.

مثلا کسی خیلی زیباست اما بی ادب و بد اخلاق است برعکسش هم فردیست که زیبایی ظاهری چندانی ندارد ولی انقدر خوش اخلاق است که دیگران از معاشرت با او لذت می برند. یا اینکه فردی هم زیباست هم مهربان. همه جور انسان در این عالم وجود دارد. (همه آفریده های خدا زیبا هستند و این زیبایی بستگی به عمل آنها دارد که ظاهرشان در عالم غیب زیبا یا زشت می شود و گرنه این ظاهر دنیایی معیار زشتی و زیبایی نیست).

 

در روایتی حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:

«لِکُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَی مِثَالِهِ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَا خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُه»؛

«برای هر ظاهری باطنی همانند ظاهر هست. پس هر که ظاهرش پاک باشد باطنش نیز پاک است و هر چه ظاهرش پلید است، باطنش نیز پلید است»[2]

 

در این روایت به رابطه مستقیم ظاهر و باطن اشاره شده است. و در روایت دیگر امام علی(علیه السلام) می فرماید:

«مَنْ حَسُنَتْ سَرِیرَتُهُ حَسُنَتْ عَلَانِیَتُه»؛

«هر کس درونش نیکو باشد، ظاهرش نیز نیکو می گردد»[۳]

این همان ضرب‌المثل: «از کوزه همان برون تراود که در اوست.»

 

چند ضرب المثل درباره ظاهر و باطن

ظاهر و باطن يكي بودن:

یعنی يكدل و يكرنگ بودن ، آدم بي ريا و صادق بودن.

ظاهر سازي كردن :

یعنی ظاهر و باطن يكي نبودن ، ريا كار بودن.

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست / ای برادر سیرت زیبا بیار:

یعنی ظاهر و صورت زیبا به درد نمی خورد،باطن زیبا و اخلاق و روحیات نیکو داشتن ارزشمند و موجب موفقیت و عزت انسان در برابر خدا و دیگران است.

 



 

در متون دینی و روایات از دو مطلب نهی شده ایم. به شدت از متفاوت بودن «ظاهر و باطن» و نیز تفاوت «جلوت و خلوت» نهی شده ایم. نباید این ها را با هم خلط کنیم. باید ببینیم این جمله امیرالمومنین ناظر به کدام است. مومن نباید ظاهر و باطن متفات داشته باشد. کاری که به آن اعتقاد ندارد و یا خدای نکرده به خلافش اعتقاد دارد را به گونه ای وانمود نکند که معتقد به آن است. مثلاً کسی که تظاهر کند به ذکر گفتن و ادا و اطوار در بیاورد؛ در حالی که ذکر ندارد و گاهی برعکس، یاد شیطان است و دارد فیلم بازی می کند. باطنش غافل و ظاهرش ذاکر است. روایات بسیاری داریم در این خصوص، ازجمله از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «من خالف سريرته علانيته، فهو منافق كائنا من كان، و حيث كان، و في اىّ زمان كان، و في اىّ رتبة كان»؛(4) هر کسی پشت پرده اش با روی پرده اش، باطنش با ظاهرش، فرق کند منافق است؛ هر که باشد و هر جا باشد و هر مقام و رتبه ای داشته باشد و در هر زمینی می خواهد باشد.

تفاوت ظاهر و باطن نشان دهنده نفاق و دورویی است و لذا شامل تمام آیات در خصوص نفاق می شود. تفاوت ظاهر و باطن نشان دهنده کذب و دروغ عملی است. تفاوت ظاهر و باطن نشان دهنده ریا هم هست. معمولاً آدم برای جلب نظر مردم به آن چیزی که آنها خوششان بیاید تظاهر می کند. لذا تفاوت ظاهر و باطن شرک خفی هم هست؛ اگر شرک جلی نباشد. نفاق هست؛ دروغ هست؛ ریا و شرک خفی هم هست.

اما تفاوت دوم، تفاوت جلوت و خلوت است. خلوت یعنی جایی که به جز انسان و یا کسانی که مثل خودش هستند می گویند. جلوت به فضای عمومی می گویند. تفاوت خلوت و جلوت هم مثل اولی نشانه وجود نفاق، دروغ و ریا است؛ بعلاوه یک چیز دیگر که از اولی بدتر است. تفاوت خلوت و جلوت نشانه «بی حیایی» یا «وقاحت» هست. کسی که جلوی چشم مردم خجالت می کشد شرب خمر کند یا به نامحرم نگاه کند یا... ولی در خلوت شناگر ماهری است، وقیح و بی حیا هم هست. جلوی مردم خجالت می کشد، ولی در تنهایی کسی را نمی بیند که از او خجالت بکشد. یا بدتر از آن، می گوید: خدا که خجالت ندارد! یعنی خجالت از مردم شایسته است، ولی از خدا نه. « وَاحْذَرْ کُلَّ عَمَلِ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ، وَيُسْتَحَي مِنْهُ فِي الْعَلاَنِيَةِ»؛(5) در جلوت حیا می کنید ولی در خلوت بی حیایید. وقیح است کسی که جلوی چشم مردم کاری را انجام نمی دهد، ولی در خلوت گناه می کند. امیرالمومنین بر «حیا» تکیه می کنند.متفاوت بودن خلوت و جلوت، کار معاویه است. معاویه پشت پرده خمر می نوشید و جلوی مردم قیافه دیگری می گرفت.

آدمهای وقیح، آنقدر وقیح هستند که اسم وقاحت خودشان را زرنگی و سیاست ورزی می گذارند. نامه ۱۰ نهج البلاغه خطاب به معاویه است. دقت بفرمایید: «مَتَى کُنْتُمْ یَا مُعَاوِیَةُ سَاسَةَ اَلرَّعِیَّةِ وَ وُلاَةَ أَمْرِ اَلْأُمَّةِ بِغَیْرِ قَدَمٍ سَابِقٍ وَ لاَ شَرَفٍ بَاسِقٍ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ لُزُومِ سَوَابِقِ اَلشَّقَاءِ وَ أُحَذِّرُکَ أَنْ تَکُونَ مُتَمَادِیاً فِی غِرَّةِ اَلْأُمْنِیِّةِ مُخْتَلِفَ اَلْعَلاَنِیَةِ وَ اَلسَّرِیرَةِ»؛ ای معاویه! از کی تا حالا تو سیاستمدار و اختیاردار امت شده ای؟ نه کاری کرده ای و نه شرافتی داری. نه سابقه ای داری و نه لاحقه ای. به خدا پناه می برم که سوء سابقه ات برایت حسن سابقه حساب شده است (تا روز فتح مکه اسلام ظاهری هم نیاورده بودند). تو را بر حذر می دارم (چقدر خیر مردم را می خواست امیرالمومنین. خیرخواه معاویه هم بود و او را بر حذر می داشت. هیچ کم نگذاشت.) از اینکه فریب آرزو ها را بخوری و تو را بر حذر می دارم از اینکه آشکار و پنهانت با هم متفاوت باشد (معاویه ادعای خونخواهی عثمان داشت ولی در واقع قدرت طلبی می کرد).

اینکه عملی را در پنهان انجام می دهد ولی در آشکار انجام نمی دهد، معنایی جز ضعف یقین ندارد. چطور می شود انسان از دو چشم کسی مثل خودش حیا کند ولی از خدا حیا نکند؟ در نهج البلاغه هر دو مورد ذکر شده است؛ هم نهی از تفاوت ظاهر و باطن و هم نهی از تفاوت خلوت و جلوت.  می گویند سریره و علانیه تو با هم متفاوت نباشد؛ یعنی ظاهر و باطن. می گویند سر و علانیه تو با هم متفاوت نباشد؛ یعنی پشت گرده و جلوی پرده.

مثلاً از جاهایی که حضرت فقط به تفاوت ظاهر و باطن اشاره فرموده اند، حکمت 276 است: « اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ فِى لَامِعَةِ الْعُيُونِ. عَلَانِيَتِى وَ تُقَبِّحَ فِيمَا أُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِى »؛ خدایا به تو پناه می برم از اینکه در چشم مردم چهره ام موجه و نزد تو چهره ام زشت باشد.  آنقدر تفاوت ظاهر و باطن خطرناک است که امیرالمومنین به خدا پناه می برند از آن.

« مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِى بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّى»؛ که بخواهم خودم را در چشم مردم با چیزهایی بیارایم که تو بهتر می دانی که چقدر پوچ و دروغ است.

« فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِى وَ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِى تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِكَ»؛ (به تو پناه می برم که) خودم را به مردم با حسن ظاهر نشان دهم، ولی وقتی من را به سوی تو می کشند و آورند سوی تو، چهره ام زشت است و وضعم به اینجا رسیده که می خواهم به قیمت ذلت در پیشگاه پروردگار، نزد مردم عزیز باشم.

مراقب باشید کارهایی که علنی انجام نمی دهید، پنهانی هم انجام ندهید. نه به این معنی که در علن هم آنها را انجام دهید؛ بلکه به این معنی که از خدا هم خجالت بکش. حیا کن.

مرجوم حاج شیخ عباس قمی، صاحب مفاتیح، کتابی دارد با نام «بیت الاحزان» که غم و غصه های حضرت زهرا(سلام الله علیها) را آنجا جمع کرده اند. نکته لطیفی را آنجا نقل می کند. می فرماید من قبول دارم که «مجموعه» مصائب حضرت سیدالشهدا(ع) به هیچ یک از معصومین وارد نشده است؛ اما این منافات با این ندارد که مصیبتی سنگین تر از مصیبت امام حسین(ع) به پدرش یا مادرش وارد شده باشد. مثال می زند و می گوید در روز عاشورا، شمر با همه خباثت و بی حیایی، قصد آتش زدن خیمه های امام حسین(ع) را داشت. خوب دقت کنید. شبث ابن ربعی که خودش از بی حیاترین بی حیاهای عالم است، به شمر گفت: زشت تر از این حرفی که زدی تا حالا نشنیده بودم. خانه دختران پیامبر را به روی دختران پیامبر آتش می زنی؟ جواب این ننگ را در تاریخ چگونه خواهی داد؟ راوی حمید ابن مسلم است. می گوید شهادت می دهم که شمر خجالت کشید و برگشت. شیخ عباس قمی می گوید من شهادت می دهم آن کسی که آمد پشت در خانه حضرت زهرا(س) از شمر بی حیاتر بود. به او گفتند که فاطمه(سلام الله علیها) در خانه است، گفت: «و ان»، اگر باشد هم... . صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا(س).

امام علي(ع) مي فرمايد « معرفه النفس انفع المعارف؛[6]

شناخت خويشتن، سود مندترين منافع است.[6]» انسان اگر خود واقعي و پاك خود را بشناسد، به مرحله اي مي رسد كه ظاهر و باطنش يكي مي شود، و اصلاً دوست نمي دارد كه دورو باشد.


پی نوشت:

(۱) (نهج البلاغه، حکمت 25)

(2)ترجمه و شرح خطبه 154 نهج البلاغه؛ بخش سوم: ظاهر خوب نشانۀ باطن خوب

(3)غرر الحكم : 8026

(4)[بحار الأنوار : 72 / 207 / 8.]

(5)شرح نامه ۶۹ نهج البلاغه ـ نامه به حارث همدانى

(6)غررالحکم ح 9865

برگرفته از دکتر محسن اسماعیلی، حقوقدان و استاد دانشگاه  

 

۵
از ۵
۲۶ مشارکت کننده

نوشته های اخیر

دسته بندی
​​​​​​​_________

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید